سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ نهفقط داستان رأفت امام رضا (ع) بلکه مهربانی تمام اهلبیت (ع) برای امروز و دیروز نیست. اینطور هم نیست که کرم و بخششان را به دهه کرامت محدود کنیم، ولی این روزها فرصت خوبی است برای یادآوری این موضوع. با رسیدن دهه کرامت و عطرآگین شدن فضا بهمناسبت ولادت امام رئوف (ع)، دلمان هوایی میشود برای مرور مهربانیهای بیپایان اهلبیت (ع).
این مهربانیها، مرز نمیشناسد. روایت امروز ما، سفری است به توس، همراه با موسیبنسیار، از شیعیان و یاران اهل بیت (ع) و خود امامرضا (ع)، در مواجهه با صحنهای که عمیقترین درسها را از عشق و همراهی به ما میآموزد.
«موسیبنسیار» برایمان تعریف میکند که روزی در خدمت مولایمان، امامرضا (ع)، بودیم و در کوچههای شهر توس قدم میزدیم. ناگهان، سکوت کوچه با صدای فریادی شکسته شد. چشمان امام (ع) بهسمت جنازهای افتاد که آنجا بود. اما آنچه موسی را متحیر کرد، کار خود حضرت بود؛ با چه لطافتی پیاده شدند و جنازه را در آغوش گرفتند؛ گویی مادری دلسوخته، نوزاد کوچک خود را در پناه گرفته است. این آغوش، پیام بود؛ پیامی از محبت عمیق امام به شیعیان.
امام مهربانی، حضرت ثامنالحجج (ع)، با همان مهر همیشگی درحالیکه جنازه را همراهی میکردند، رو به موسی کردند و فرمودند: «ای موسیبنسیار! هرکه جنازه یکی از دوستان ما را تشییع کند، گناهانش همچون روزی که از مادر متولد شده است، پاک و صاف میشود.» چه بشارت شیرینی! مخاطب امام فقط ابنسیار نبود، بلکه ایشان میدانستند که قرار است این مژده و توصیه، دستبهدست به ما برسد. انگار دستان مهربان اهلبیت (ع) خیلی نزدیک، گره دلمان را محکم میکنند که در پرتو دوستی با ایشان، پاکی از گناهان، همچون هدیهای ارزشمند نصیبمان میشود.
وقتی به کنار قبر رسیدند و میت را کنار قبر گذاشتند، امام (ع) میان جمعیت رفتند و مردم را کنار زدند؛ با دست بر سینه میت نهادند. آنگاه او را صدا زدند، گویی سالهاست او را میشناسند: «ای فلانی پسر فلان کس! مژدهات باد بهشت! از این لحظه به بعد، هیچ ترسی برایت باقی نمانده است.» موسی، حیران از این شناخت، پرسید: «چگونه ممکن است؟ شما که بهتازگی به توس آمدهاید! آیا او را میشناسید؟» امام (ع) با لبخندی، دریچهای به دنیای علم بیکرانشان گشودند.
علیبنموسیالرضا (ع) در پاسخ موسی فرمودند: «مگر خبر نداری که اعمال شیعیان ما، هر صبح و هر شام، بر ما ائمه عرضه میشود؟» چه دلگرمکننده است که بدانیم در تمام لحظات زندگی، چشمانی مهربان، ناظر اعمال ما هستند. ائمهاطهار (ع) نهتنها شاهدند، بلکه با دیدن کوتاهیهایمان، حتما از خدا طلب بخشش میکنند و با دیدن خوبیهایمان، از او پاداشمان را میخواهند. این، یکی از پیوندهای زنده و ناگسستنی میان ما و ایشان است.
و امروز، این روایت به ما میرسد، به عصر ما؛ جایی که اعمال ما، همانگونه که بر ائمه گذشته عرضه میشد، هر روز صبح و شام به محضر مبارک امامزمان (عج) ارائه میشود. ایشان نیز با همان عشق و دلسوزی، ناظر بر ما هستند. یعنی هر لحظه از عمرمان فرصتی است تا با علم به این نظارت، با اعمال درست و در مسیر حق، دل مولایمان را شاد کنیم و انتظار فرج را نهفقط در دعا، که در راستای رضایت ایشان معنا کنیم. این مهربانی اهلبیت (ع) است که تا ابد، راهنمایمان خواهد بود.